حقیقـــــــتی از زنــــــــــــــــدگی
ترس کجاست؟ زمانی که من حامل عشق و دوستی انسان ها هستم.
نفرت کجاست؟ وقتی که من حامل بخشش وگذشت هستم.
شک وتردید کجاست؟ زمانی که قلب من جایگاه ایمان است.
اشتباه کجاست؟ وقتی که من حامل حقیقت هستم.
نومیدی کجاست؟ زمانی که من دنیایی از امید هستم.
تاریکی کجاست؟ وقتی که من حامل زیباترین ستاره های پور نور هستم
حالا ما نیستیم شما چرا یه سراغ نمیگیرید؟؟؟![]()
![]()
ولی از این حرف ها گذشته دل من که خیلی براتون تنگ شده شما رو نمیدونم!!
و.....
فصل زیبا و دل انگیز وشورانگیز و هرچی که در مدح این فصل بگم کم گفتم!به سلامتی مدرسه ما که
امروز رفت استقبال اونم با امتحان فیزیک!!!
از این به چون وقتم آزادتر میشه هر وقت که بخت یار بشه خدمت شما میرسم
پست قبلی رو حتما بخونید بد نیست حالا که یه مدت از هم دور بودیم به هم یادآور بشیم که قدر یک
لحظه در کنار هم بودن را باید دانست...
قدر کسانی را که دوستشان داریم و اکنون در کنار ما هستند و حتی نمیدانند چه قدر دوستشان داریم را
باید دانست...
فراموشمان نشود...
آنها پاسخ مثبت دادند.
سپس از داخل یک جعبه دیگر مقداری سنگ ریزه بیرون آورد و در شیشه ریخت. سنگهای ریزه ها بین توپ ها جای گرفتند. او دوباره از دانشجویان پرسید:” آیا شیشه پر شده است؟”
پاسخ آنها باز هم بله بود.
سپس از درون جعبه سوم مقداری ماسه به درون شیشه ریخت و ماسه ها در فضای باقی مانده جای گرفتند.
باز هم سوال خود را از دانشجویان پرسید و باز هم پاسخ مثبت گرفت.
این بار دو فنجان قهوه درون شیشه ریخت و باز هم این دو فنجان توانستند در فضای ما بین بقیه مواد رسوخ کرده و جای گیرند. دوباره از دانشجویان پرسید: “آیا شیشه پر شده است؟”
و باز هم پاسخ دانشجویان پاسخ مثبت دادند.
سپس استاد به دانشجویان گفت:” این شیشه خالی زندگی ماست. در حالت اول توپ های بزرگ گلف شیشه را پر کردند. این توپ ها در واقع مسائل مهم زندگی مانند سلامتی، خانواده، همسر و فرزندان ما هستند. اگر ما فقط این ها را داشته باشیم و غیر از آن ها هیچ نداشته باشیم باز هم زندگی ما پر است.
سنگریزه ها موارد دیگر مانند شغل، خانه و ماشین هستند که در درجه دوم اهمیت هستند.
ماسه ها در واقع چیزهای کوچک دیگری هستند . به این نکته توجه کنید که اگر شما در ابتدا شیشه را با ماسه پر می کردید دیگر جایی برای توپ گلف و سنگ ریزه ها باقی نمی ماند.
در زندگی نیز اگر شما تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزهای کوچک و کم ارزش کنید دیگر جایی برای مسائل مهم زندگی باقی نمی ماند.
پس به آنچه واقعا برای خوشبختی شما لازم است توجه کنید. با فرزندانتان وقت بگذرانید ، با آن ها بازی کنید. هر آنچه را که باید برای زندگی خود انجام دهید، و زمانی را به همسرتان اختصاص دهید.
بدانید که همیشه الویت اول توپ های گلف هستند. برای ماسه که در حکم نظافت منزل و تعمیر وسایل خراب منزل یا ناراحت شدن برای مسائل بی اهمیت است همیشه وقت خواهیم داشت.
بیشترین اهمیت را به اولویت های مهم بدهید
یکی از دانشجویان پرسید:” استاد منظور از دو فنجان قهوه چیست؟”
استاد گفت:” خوشحالم که پرسیدید. باید بگویم که مهم نیست زندگی شما چقدر پر است مهم این است که همیشه برای خوردن یک فنجان قهوه با یک دوست فرصت دارید.”
اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین
علی یك دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش كه در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
با نام حسین به سینه ها گل بزنید
از اشك به بارگاه او پل بزنید
گویید كه هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
التماس دعا، عزا دار امام حسین
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل
فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشك عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
كربلا هم به علمدار حسین می نازد
آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است
امام سجاد (ع) : هر مؤمنی كه بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی كه اشك بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند كه در بازار عشقت ، به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان
حسین میا به کوفه ،وفا ندارد
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته....
یا حسین مظلوم....
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تویاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله....
كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه كنم
با تشکر از:
خداحافظ اي ماه غفران و رحمت
خداحافظ اي ماه عشق و عبادت
خداحافظ اي ماه نزديکي بر آرزوها
خداحافظ اي ماه مهماني حق تعالي
خداحافظ اي دوريت سخت و جانکاه
خداحافظ اي بهترين ماه الله
عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست. و...
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت . . .
دوستان گلم ماهی از جنس عشق ماهی از جنس خدایی شدن آمد و رفت.باید دید ما چه کردیم.تقدیر
خود را از خدا چه خواستیم؟و چه پرونده خوبی هامان زیبا شد...
و عید فطر آمد.آمد تا ما ببینیم چه فدر فطرتمان پاک شد و به قول ماه عسلی ها حالمون خوبه؟؟؟
ولی بازهم باید گفت...
نماز و روزه هاتان قبول.
عیدتان مبارک.

| Design By : LoxTheme.com |



